الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
881
علل الشرايع ( فارسي )
حضرت فرمودند : خداوند مىفرمايد : * ( وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِه مُهاجِراً إِلَى الله ) * الخ حديث ( 43 ) على بن احمد رحمة الله عليه مىفرمايد : محمّد بن ابى عبد الله از محمّد بن اسماعيل ، از على بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليهما السّلام در جواب سؤالات من كه كتبا محضرش ارسال داشته بودم نامه اى به من فرستادند كه در آن علل و اسرارى را ( مرحوم صدوق مىگويد ) مقصود علل و اسرارى است كه من آنها را در اين كتاب علل الشرائع آوردهام ) مطرح نمودند : در نامه حضرت آمده : نامه تو به دستم رسيد ، در آن نوشته بودى برخى از اهل قبله ( مسلمانان ) معتقدند كه خداوند تبارك و تعالى چيزى را حلال و حرام نكرده زيرا علَّت حلال و حرام نكردن بيشتر و محكمتر از علَّت تعبّد به آنها است . كسى كه اين اعتقادش باشد در گمراهى قرار گرفته و به خسران آشكارى مبتلا شده است زيرا اگر چنين باشد كه ايشان معتقدند بايد خداوند بندگانش را به تحليل محرّمات و تحريم محلَّلات متعبّد ساخته باشد حتّى ترك نماز و روزه و رها كردن آنچه از اعمال نيك است و انكار ذات اقدسش و نفى انبياء و رسل و كتب آسمانى و انكار حرمت زنا و سرقت و تحريم نكاح محارم و اشباه اينها را بايد مباح دانسته و متعبّد به آنها نباشيم زيرا علَّت در تحليل محلَّلات و تحريم محرّمات فقط تعبّد به آنها است نه چيزى ديگر و وقتى آنها منتفى شدند تعبّد نيز منتهى است در حالى كه عدم تعبّد به محرّمات و محلَّلات موجب فساد تدبير عالم و فناء مخلوقات مىباشد و با اين استدلال مقاله اين معتقدين باطل مىگردد چنانچه حق تعالى با همين بيان سخن اين قايلين را ابطان فرموده است . سپس حضرت مىفرمايند : اين طور يافتهايم آنچه را حق تعالى حلال كرده در آن براى بندگان صلاح بوده و بقايشان وابسته به آن است و جملگى به آن نياز داشته و مستغنى از آن نيستند و آنچه را كه حرام كرده بندگان به آن محتاج نبوده و موجب فساد و فناء و هلاكتشان مىباشد . سپس ديدهايم كه حق تبارك و تعالى برخى از محرّمات را در بعضى از اوقات كه مورد احتياج واقع شدهاند و صلاح و مصلحت عباد در آن وقت استفاده از آنها